لالا کن

 

لالا کن ، لالا کن ، لالا کن ، لالا
خدایا ، خدایا ، خدایا کن ، لالا

 

بگو از تمام جهان خسته ام
به وقت رها فکر ما کن لالا

 

اسیر ریا گشته ایم از قضا
مرا در همین ره رها کن لالا

 

توانگر بود هر آن کس که سوخت
تو هم با سرشک ات دعا کن لالا

 

اسیر و غلام و ندائیم و داد
تو جایی نداری روی پا کن لالا

 

شب است و شبیخون و خون و قبس
بزن آتش و بسوزان عبا کن لالا

 

به سعی صفا و به سعی وفا
نظر گر تو کردی تو کردی جفا کن لالا

 

تو منبر بسوزان مگو بهر چیست
تو دین خودت را ادا کن لالا

 

نجابت ندارد دگر ماه و مهر
 بیا دست خود را عصا کن لالا

 

صغیر و کبیر و فقیر و اسیر
همه گشته اند در عزا کن لالا

 

باقر رمزی باصر