| نام: | باقر رمزی - باصر |
| تاریخ تولد: | 28 اسفند 1345 |
| جنسیت: | مرد - متاهل |
| محل سکونت: | ایران - مشهد |
| درباره من: | درود بر شما : شاید بد نباشد در خصوص گذشته خودم چند سطری برایتان داشته باشم هر چند اینگونه مطالب خالی از لطف است و دیگر تکراریست من در سال هزار و سيصد و چهل و ينج در مشهد بدنیا آمدم و در دوران راهنمایی بخاطر عدم آگاهی خانواده ام ، از تحصیل دست کشیدم و در یکی از چاپخانه های مشهد مشغول بکار شدم . در سال 1364 عازم خدمت سربازی شدم و در مناطق جنگی سومار به مواد مخدر آلوده شدم. بعد از عملیات مرصاد در سال 1367 با اعتیاد سخت از خدمت ترخیص شدم و به کار قبلی ام برگشتم و در سال 1373 با همان اعتیادی که داشتم تشکیل خانواده دادم و در سال 1376 صاحب فرزندی به نام بابک شدم . در سال 1379 بخاطر اعتیاد متارکه نمودم و مهین ، فرزندم بابک را با خود برد. من همراه با مواد مخدر کریستال و هروئین دوران کوچه گردی و کارتن خوابی را آغاز کردم و چند سالی در پارکها و خیابانها ، سرگردان با برگها می زیستم تا سال 1383 آن وضع ادامه داشت. در پاییز 1383 وارد بهبودی شدم و 19 سال اعتیاد را به کناری نهاده و پاکی را تجربه کردم . در سال 1385 با زهرا که او نیز آلوده مواد بود و خودم برای ترک وی اقدام کرده بودم ازدواج کردم و در سال 1386 صاحب فرزندی دیگر به نام عارف شدم . در سال 1389 با ورود مادر زهرا به زندگی ام ، همسرم زهرا بعد از 4 سال پاکی مطلق از هر گونه مواد صناعی ، به مواد برگشت کرد و بعد از 21 روز در کما بودن از دنیا رفت. اینبار با عارف یکسال را به تنهایی سپری کردیم تا سال 90 که مجددا با هاجر ازدواج نمودم . و در سال 91 اولین کتاب خودم را با عنوان « به جهنم سرد خوش آمدید » را به کمک عزیزانم تینا و زیبا به چاپ رساندم که بیش از دو هزار بیت غزل ، قصیده و مثنوی را در آن جای دادم و کتاب دیگرم به نام « صد غزل از کوچه دیوانه ها » ( آماده چاپ) که شامل اشعار جدیدم است را به رشته تحریر در آوردم . و اکنون با همسرم هاجر و عارف و فرزندی دیگر که خداوند به حقیر هدیه کرده است به نام فرهاد زندگی خوبی دارم و در مورخه 94/5/15 بعد از دوازده سال توانستم فرزندم بابک را ملاقات کنم واین چیزی نیست به جز موهبت خداوند جل جلاله که به حقیر ارزانی داشته است . خدایا خیلی دوستت دارم . فعالیتها من : ........................................ ( به جهنم سرد خوش آمدید ، مجموعه اشعار بدون ویرایش ) چاپ شده ( تو میدونیو خودت ) چاپ شده در دست چاپ : ( اعتیاد معضل هزاره ) ( مناظره اعتیاد ) (دهقان دروغگو ، چوپان فداکار ) چاپ شده است صد غزل از کوچه دیوانه ها ، ( اشعار جدید ) دفترچه بغلی سیاه مشقهای من( اشعار جدید ) از تغییر تا باور ( پیشگیری از باز گشت به مواد مخدر) چاپ شده است خوشه های تگرگ ( شطحیات ) نسل سوخته دو جلدی - چاپ شده است غلام قمر ( شطحیات ) چاپ شده است از تغییر تا باور - چاپ شده است - در باره عتیاد چوپان فداکار دهقان دروغگو - چاپ شده است جامعه رنج پنهان - چاپ شده است و (تا آینده چه شود ...................) وبلاگهای من با عنوان ( معتادان گمنام شاعر ) و ( ادیبانه های من ) است ، لطفا وارد شوید و از نظرات خود مرا بی بهره نگذارید . باقر رمزی باصر |
| ایمیل: | baserbr.1383@gmail.com |
| تلفن: | 09365310037 |
| تحصیلات: | دانش آموز |
| شغل: | آزاد |
| محل کار: | شهسوار |
| مهارتها: | شعر ، نویسندگی - داستان نویسی ، عکاسی و مشاور مهارتهای پیشگیری از اعتیاد و بهبودی |
| علایق: | مطالعه - نویسندگی |
| فعالیتهای اجتماعی: | هیییییییییییی |
| کتب مورد علاقه: | شعر غزل - دوبیتی - مثنوی روانشناسی اعتیاد و کتب مربوط به بیماران اعتیاد |
| فیلم و سریال: | روزی روزگاری - شهرزاد |
| موسیقی: | کلاسیک - داریوش - |
| ورزش مورد علاقه: | ندارم |
