<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>ادیبانه های من</title>
<link>https://tvihntvihn.blogfa.com</link>
<description>وبلاگ اشعار کامل باقر رمزی متخلص به باصر ( خام و بدون ویرایش ) </description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Tue, 31 Aug 2021 06:59:20 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title></title>
<link>https://tvihntvihn.blogfa.com/post/149</link>
<description>اهرام و خدایان آن زمانی که چو آئینه مرا سنجیدند خیل اهرام و خدایان ز چه رو جنبیدند ؟ بتِ بتخانه قسم خورد و تبر هم برخاست تبر و بت ز چه رو در شک و در تردیدند ؟ من که هابیل زمانم ز ازل میدانند همه قابیل من اند آدم و حوا دیدند ای که در شاه شدن شهره خونین کفنی همه بیدار دلان از فَزَع خویش چرا خوابیدند ؟ گر ز چشمانِ منِ دلشده خونها ریزد بی گمان زاهد و شیخ هر دو به هم خندیدند داد و فریاد از این محکمه کز بهر سکوت همچو بیدی ز خزان بر تن خود لرزیدند باقر رمزی باصر</description>
<pubDate>Tue, 31 Aug 2021 06:59:20 +0330</pubDate>
<dc:creator>tvihntvihn</dc:creator>
<guid>tvihntvihn.blogfa.com/post/149</guid>
</item>
<item>
<title>دل قلم گرفته است</title>
<link>https://tvihntvihn.blogfa.com/post/148</link>
<description>دل قلم گرفته است اگر از درد می نویسی ، مراقب کبودی استخوانهایت باش اگر از گریه می نویسی ، مراقب اطرافت باش اگر از گرسنگی می نویسی ، مراقب غذایت باش اگر از فریاد می نویسی ، مراقب گوشهایت باش اگر از زخم می نویسی ، مراقب خونابه هایت باش اگر از قصه می نویسی ، مراقب پریشانی خواب هایت باش اگر از نان می نویسی ، مراقب کودکان همسایه ات باش اگر از غصه می نویسی ، مراقب ناله هایت باش اگر از انزوا می نویسی ، مراقب مویه هایت باش اگر از ناله می نویسی ، مراقب پوزخند و</description>
<pubDate>Tue, 18 May 2021 13:06:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>tvihntvihn</dc:creator>
<guid>tvihntvihn.blogfa.com/post/148</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://tvihntvihn.blogfa.com/post/147</link>
<description>کوچه دیوانه ها شنیده‌ام به تو می‌گویند، شاعر کوچۀ دیوانه‌ها. . . چرا؟ بـ بـ ‌بـ‌ به دلایلی ، می‌توانی یکی را بگویی . . .؟ بـ بـ بـ به خاطر ایـ ایـ اینکه ، کتابی دارم با عـ عـ عـ عنوان، صد غزل ا ا ا از کوچه‌ی دیـ دیـ دیوانه‌ها . چرا صد غزل از کوچه دیوانه‌ها ؟ چو چو چون سالیان درازی‌ست که د در در کوچه‌ای خانه دارم ، کـ کـ کـ که چند نفر دیوانه‌ی ز ز ز زنجیری ، د د د در آنجا زندگی می‌کنند . این کتاب اشعار کیست ؟ هـ هـ هـ هر دیوانه‌ای ، ‌یـ یـ یـ یک شعر گفت و</description>
<pubDate>Fri, 14 May 2021 07:43:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>tvihntvihn</dc:creator>
<guid>tvihntvihn.blogfa.com/post/147</guid>
</item>
<item>
<title>تنها جهت یاد آوری </title>
<link>https://tvihntvihn.blogfa.com/post/146</link>
<description>به نام او که میکِشد از خمیر مو عروسی خونين پايان يافت و داماد دروغين به حجله در آمد . صندوق ها بر خود لرزيدند و ديوان در تاريکی رقصيدند . قربانيان در کفن های سپيد به نظاره ايستادند و زندانيان با دست های بريده کف زدند و جهانيان يک چشم خشم ويک چشم نفرت، داماد را بدرقه کردند . چشم روزگار فاش گريست و خون از سر ايوان جمهوری گذشت . شيطان خنديد و آنگاه ستاره ها خاموش شدند و فضيلت به خواب رفت . ************ آقای خامنه ای، ** که اين کند که تو کردی به ضعف همت و رای؟</description>
<pubDate>Fri, 30 Apr 2021 19:06:51 +0330</pubDate>
<dc:creator>tvihntvihn</dc:creator>
<guid>tvihntvihn.blogfa.com/post/146</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://tvihntvihn.blogfa.com/post/145</link>
<description>کتاب تازه تالیف شده : جامعه رنج پنهان مخصوص بیماران مظلوم و محروم جامعه و فعالین مسیر بهبودی و حامیان بیماران باقر رمزی باصر</description>
<pubDate>Wed, 21 Apr 2021 18:46:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>tvihntvihn</dc:creator>
<guid>tvihntvihn.blogfa.com/post/145</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://tvihntvihn.blogfa.com/post/144</link>
<description>تازیانه تکبر میخواهم برایت از گذشته ای در همین حوالی بگویم . از کسی که همه روزه دستانش برای بازی کودکانه تا آرنج در رنگها فرو میبرد . اوکه دمادم حافظ زمزمه های خلقت بود و انگشتانش با تمام زبانهای دنیا مرطوب می شد و به تورق آئینه می پرداخت . او که پیوندهای ناکسستنی را کشف کرده بود و تازیانه تکبر را در پشتش احساس میکرد ، رفت . شما فکر می کنید چگونه باید بیابم کسی را که بیرق صلح را در طول و عرض شبانه روز در آسمان می گرداند ؟؟ وسعت کلامش که مانند پژواک آبهای</description>
<pubDate>Thu, 04 Mar 2021 06:11:41 +0330</pubDate>
<dc:creator>tvihntvihn</dc:creator>
<guid>tvihntvihn.blogfa.com/post/144</guid>
</item>
<item>
<title>این شهروندان چه گناهی کرده اند ؟؟؟</title>
<link>https://tvihntvihn.blogfa.com/post/143</link>
<description>این شهروندان چه گناهی کرده اند ؟؟؟ نفرین ولعنت به آن جیب هایی که فقط به فکر منافع خود و هفت نسل بعد از خود هستند . و هیچگاه پر نمیشوند و مردم را در مظلومیت تمام گرسنه نگه داشته اند... آهای خامنه ای واقعا اینها را نمی بینی ؟؟ آهای روحانی واقعا اینها را نمی بینی ؟؟ آهای برادران لاریجانی واقعا اینها را نمی بینید ؟؟ آهای ظریف واقعا اینها را نمی بینی ؟؟ آهای قالیباف خالیباف واقعا اینها را نمی بینی ؟؟ آهای رئیسی واقعا اینها را نمی بینی ؟؟ آهای حداد واقعا اینها</description>
<pubDate>Mon, 15 Feb 2021 06:36:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>tvihntvihn</dc:creator>
<guid>tvihntvihn.blogfa.com/post/143</guid>
</item>
<item>
<title>نخود سیاه ملّیت</title>
<link>https://tvihntvihn.blogfa.com/post/142</link>
<description>نخود سیاه ملّیت در کوچه‌های بن‌بست شیخ عطار نیشابوری به دنبال زبان و بیانی می‌گشتم که اشتهای قلم پیدا کنم شیرجه به اعماق خنجر زدن، علت‌العلل پیروزیِ خون بر شمشیر اهالی اینجا نیست ما روزگاری برای جوهر وجود به دریا می‌زدیم زمانی که ما را به دنبال نخود سیاه ملیّت فرستادند به یاد داری؟ در همان زمان بود که کانتینرهای کمپانی هند شرقی شالوده‌ی شاهدانه را به این دیار آوردند من و خیام در پشت پرچین‌های خس و خاشاک، مخفیانه به کاشت کانابیس مشغول بودیم تا از سر</description>
<pubDate>Wed, 10 Feb 2021 16:10:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>tvihntvihn</dc:creator>
<guid>tvihntvihn.blogfa.com/post/142</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://tvihntvihn.blogfa.com/post/141</link>
<description></description>
<pubDate>Sat, 30 Jan 2021 19:54:15 +0330</pubDate>
<dc:creator>tvihntvihn</dc:creator>
<guid>tvihntvihn.blogfa.com/post/141</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://tvihntvihn.blogfa.com/post/140</link>
<description>سجده نمی کنم لقمه نونم را دزدیدند پای قلمم را شکستند نفسم به هن و هن عادت دارد دیدگانم خشکیدند من همانم . . . . !!! فرخی . . . . !!! لبانم را دوختند تا آمدم بگویم بابا به دستم جغجغه دادند اما در بزرگی نه در کودکی . . . در بزرگی تا فریاد برآوردم به دستم دستبند زدند . ولی من به هقهقه عادت دارم مرا چه کسی میتواند به کودکی ام برگرداند ؟ مرا چه کسی میتواند معنا کند ؟ دستانم را باز کنید تشنه ام تیمم نخواهم کرد اصلا خود شیطانم من به خدا سجده نمی کنم چه رسد به آدم</description>
<pubDate>Sat, 30 Jan 2021 19:09:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>tvihntvihn</dc:creator>
<guid>tvihntvihn.blogfa.com/post/140</guid>
</item>
</channel>
</rss>
